![]() |
![]() |
|
| فلسفه.هنر و معماری |
|
به احترام ندا آقاسلطان بیایید اندکی فکر کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 تیر1388ساعت 14:43 توسط آمون |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 دی1387ساعت 9:51 توسط آمون |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 18:20 توسط آمون |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 12:15 توسط آمون |
|
|
سلام
یادش بخیر اون روزا با خانجون می رفتیم زیارت.آخه نمی دونی زیارت،اونم با خانجون چه حالی می داد.یادمه اون موقع ها همیشه بهم می گفت:شیرین عقلم،یادت باشه هر کی بره زیارت،عین آب چشمه می شه.نمی دونم برا اون حرفا بود که هر وقت اسم زیارتُ می شنیدم یاد اب می افتادم؟امامن الان بزرگ شدم.عقلم گُنده شده.دیگه به اون حرفا گوش نمیدم.آدم کراواتی ها میگن،اینا همه خرافاتِ.اینا راست میگن،اینُ من میدونم.آخه اینا کراوات میزنن تازشم بوی عطرم میدن نه مثل ننه خانجون که همیشه دستاش ترک ترک بود.عطرم که اصلآ نمی دونست چیه،فقط بوی مشک و عنبر.اونم فقط وقتی که مش حسن می اومد خونمون.(مش حسن کیه بماند)وگرنه بقیه وقتا که جز بوی شیرین خانم،بویی نمی داد.راستی یادم رفت بگم،شیرین خانم اسم بزم بود.ننه هر صبح می دوشیدش حتی اگرشیرم نداشت.طفلک چی می کشید.فکرشُ کن.هر صبح یکی پیداش شه،بیاد باهات ور بره.اه حالم بهم خورد.خوب دیگه باید برم.چند وقتیه هر روز دارم می رم حموم.تازشم لیفم میزنم.عطرم تا دلت بخواد ولی کو تمییزی.شاید باید برم زیارت.نمی دونم بازم باید فکر کنم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 18:50 توسط آمون |
|
|
ـموضوع:طراحی ویلاهای مسکونی
ـسایت:واقع در شهر همدان ـدرس:طرح۲ ـاستاد:دکتر مدی ـدانشجو:آمون جوادی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 11:51 توسط آمون |
|
|
کانستبل:در هنر2طریق است:1_هنرمند با به کاربردن دقیق انچه دیگران انجام داده اند کار انها را تقلید می کند یا زیبایی های گوناگون کار انها را انتخاب و ترکیب می کند2_هنرمند کیفیت عالی را در سرچشمه ی بدوی ان یعنی طبیعت می جوید.درطریق نخست نقاش از مطالعه ی پرده های نقاشی سبک خود را ایجاد می کند و هنرتقلیدی یا التقاطی پدید می اید.در طریق دوم نقاش با مشاهده ی دقیق، کیفیاتی را در طبیعت کشف می کند که پیش از او تصویر نشده اند و بدین ترتیب یک سبک اصیل ابداع می کند.در طریق اول چون تکرار چیزهایی است که چشم به انها خو گرفته است، زود شناخته و ارزیابی می شوند ،حال انکه پیشرفت های هنرمند در راه جدید کند خواهد بود چون اندک افرادی درباره ی چیزی که از سیر عادی خارج شده داوری می کنند و ارزش مطالعات جدید را می دانند.
بر گرفته از:معنی هنر اثر هربرت رید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 آذر1386ساعت 15:27 توسط آمون |
|
|
انان که از دانایی و خردبرخوردارند،وظیفه دار هستند تا دیگران را بر انگیزانند و مجال ندهند که به راه نادانی و بد تبلیغ شوند.پرهیز می دهند که امکان داده نشود تا دروغ پرستان یا انانکه به شیوه های بد زندگی که توصیف شد پویان هستند نفوذ یابند،چون ویرانی به بار می اورند. گاثاهاـبند هفدهم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 آذر1386ساعت 13:18 توسط آمون |
|
در مقایسه با کار قبلی بهتر شده.شاخه هاش طبیعی ترو در ضمن ترکیب بندی درخت نسبت به نمونه ی قبلی مناسب تر است.و تکنیک برگ ها خشک در خشک کار شده. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 11:6 توسط آمون |
|
|
ای اهورا مزدا،باشد تا به خواست خود و با نیرومندی بر افریدگانت فرمانروا باشی ،هم چنین اب ها و گیاهان و همه ی نیکان و راست روان را با نیرومندی هدایت نمایی.باشد تا همه ی نیکان و راستان را کام روا و همه ی نارستان را بی کام و شکسته کنی.کام روا باد راست.ناکام باد دروغ. یسنا،هات8 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 16:49 توسط آمون |
|
در کار سمت راست شاخه ها خوب کار نشده .و دلیل ان عدم استفاده از قلمو ریگر بوده تکنیکش هم خیس در خیس است که باید خشک در خیس باشد. ولی در کار سمت چپ شاخه هامناسب تراند چون بعد دارد ولی برگ ها زیاد خوب کار نشده.چمنزارهای پشت درخت هم باید روشنتر باشد تا مسافت را بهتر نشان دهد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 21:46 توسط آمون |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 مهر1386ساعت 22:11 توسط آمون |
|
|
ای مزد ا اهورا،این پاداش را به ما به بخشای که هوش و دانایی است،تا با مهربانی و دهش تو وجدانمان نیرومند شود.از ان هوش و دانایی ما را برخوردار ساز تا در این جهان مادی و ان که مینویی است رستگار گردیم و به توسط راستی و بهترین قانون به تو بپیوندیم. یسنا،هات 40 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 مهر1386ساعت 1:2 توسط آمون |
|
اساسآ اب و مرکب بر کنتراست روشن و تیره و تونالیته استوار است.کار انجام شده به این مهم کمتر توجه کرده و این از نقاط ضعف کار است علاوه بر این رنگ ها عمومآبیش از حد غلیظ هستن.استفاده از کاغذ مرغوب تر در ایجاد بافت بهتر به خصوص برای چوب لازم به نظر می رسید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:48 توسط آمون |
|
۱ـابرنگ استفاده شده از نوع Faber Castell است بدین جهت رنگ ها تا اندازه ای مات اند. ۲ـرنگ ها عمومآ رقیق اند .اسمان نمونه ای از ان است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 19:28 توسط آمون |
|
|
پیمان می بندم که هرگونه مراوده و پیوند را با دیویسنان و پیروان دروغ و زیانکاران و جادوان و جادوگران ترک گویم.هم چنین از خود دور کنم اندیشه و گفتار و کردار انان را که هر اینه از بدان و دروغ پرستان می باشند،که هم چنین است اموزش ها و دستورهایی که اهورامزدا برای زرتشت گفت و زرتشت نیز با کوشش چنین کرد و بستگی و پیوند و مراوده با دیویسنان را ترک گفت. یسنا،هات12 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 11:28 توسط آمون |
|
|
ـموضوع:طراحی پایانه مسافربری
ـسایت:واقع در شهر ایلام ـدرس:طرح۱ ـاستاد:مهندس افشار ـدانشجو:امون جوادی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 20:16 توسط آمون |
|
|
همیشه برایم سوال این بوده که پیله ی پروانه یا شکل عقاب اخر چه ربطی به کانسپت طرح دارد.جایی خواندم که رایت ایده هایش را از طبیعت می گرفته ولی بعید می دانم این به معنای ان باشد.روند طراحی تو چگونه است؟این برایت باید مهم باشد.لوکوربوزیه وقتی طرح می ریخت اندیشه اش در گرو تکنیک بود.دوستی داشتم می گفت:نمی دانم شاید این گونه باشد.موضوع را می نگرم و به این می اندیشم که چه مفاهیمی را به ذهنم تداعی می کند.انها را پردازش می کنم و با شرایط خصوصاّ اقلیمی سایت همراه می سازم.به تفکیک پذیری فضا ها نیز باید توجه کرد و وحدت همه ی انها در طرح.و در اخر باید به طرح اجازه ی این را داد که خود را بنماید.و اینکه احساس ان را تایید نماید.به خاطر داشته باش گفته ی دوستم شاید برایت مهم نباشد ولی این برای او بسیار مهم است. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 11:51 توسط آمون |
|
|
و این است اموزش هایم:بشنوید اینک این سخنان را،با اندیشه ی روشن بنگرید،مرد و زن بایستی خود این چنین با رایزنی خود و اندیشه،راه خود را برگزینید،و این چنین است اموزش هایم. یسنا،هات30 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 19:58 توسط آمون |
|
|
مدت هاست که فکر می کنم پیوستگی ای که در تاریخ پیدایش بشریت بوده دچار گسستی گشته بیشتر که می کاوم گمانم این می شود که ریشه را باید در یکی دو قرن پیش جستجو کرد و در مفهومی به نام مدرنیسم.که اخلاق و هنر و بسیاری دیگر را وادار به قرائت های جدیدی از خودشان می کند.نمود بیشتر این گفتار، شاید در معماری باشد.نوشتار ذیل مقدمه ایست برای من و اندیشه ام برای شروع این کنکاش. مقدمه مطالعه درباب معماری نیاز به گونه ای اغاز دارد.نقطه شروع شاید توصیف ادامه ی راه نیز باشد پس لاجرم انتخاب ان،مهمی است که مستلزم توجه بخصوصی است.یافتن نقطه ای عطف و سراغازی نو در معماری گامی است که باید در بدو کار پیموده شود.شروعی تازه،تفاوتی اشکار و راهی نو بی شک باید ان را مدرنیته بنامیم.معماری مدرن ،اندیشه در باب ان درنگی می خواهد بر مدرنیسم.شایسته نخواهد بود بر معماری مدرن سخن برانیم و از فلسفه ی ان یادی ننماییم.اما سوال اصلی اینجاست که مدرنیسم چه می تواند باشد؟حمله به مذهب،تکیه برخرد و یورش بر تکیه گاهها و ارزش های سنتی بشر،شاید بتوان انها را بخشی از مدرنیته دانست.بیگانه نمودن واژه ای چون رئالیسم در هنر،با خود بخشی دیگر از ان است.مدرنیسم را می توان به موجی خشمگین لیکن خوشایند تشبیه نمود که مسافت های بسیار طی نمود تا به ساحل زمان برسد و یا بیداری که فرا گرفت ادمی و ذهن او را از هر خوابی که به نام سنت و مذهب بر او چیره گشته بود.مدرنیسم نه تنها بر هنر سایه فکند بلکه جامعه و علوم را نیز در سیطره ی خود قرار داد.ادبیات رئال و بالخص رمان رئال ،شاید اگر به همت اندک نویسندگان بزرگی نبود،باید ردپای ان را همچون داستان های قهوه خانه ای در گوشه و کنار بازار جستجو می کرد.ذهن بشر امروز باید ذهن بشر امروز باشد.باید باشد.خرد اوست که می سنجد و باید سنجیده شود.نفرین به تحجرکه ادمی را با بایدها و نبایدها زنجیر نموده.فراموش انهارا.به یاد اورکه کیستی.پیدایش فلاسفه ای که اصل را بر خواست ادمی قرار دادند و یا دگر اندیشمندانی که ذهن را کاویدند در بطن همین دوران بود.شاید شروع را بتوان نیمه ی قرن نوزدهم نامید.هنری چون نقاشی ،اصل را از دید و چشم برذهن وعقل نهاد.احساس را بار دگرزنده نمود.سبک های هنری مدرنیسم زاییده ی این تفکراند.جامعه ی امروز باید خواستگاه قوانین زاییده ی عقل و منطق باشد تا دین و ایمان.بسیاری از تعاریف خلق گشته در گذشته خصوصاً از جانب مذهب امروزه دیگرجز مضمونی مضحک در بر ندارد.و این پایانی است مگر برای شروعی نو. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 12:55 توسط آمون |
|
|
۱ـکف سازی اطراف استخر با توجه به تعریف محیط باید صورت گیرد.
۲ـطراحی شکل حوض با توجه به فضای تعریف شده باید صورت گیرد. ۳ـنورپردازی در شب می تواند در راستای ستون ها صورت گیرد. ۴ـتعیین مبلمان الاچیق،متناسب با تعریف مکان صورت می گیرد. ۵ـبازسازی و مرمت اشیا و وسایل قدیمی،بسیار حائز اهمیت است. ۶ـایجاد صورتک برتنه ی درخت در خلق فضایی مرموز. ۷ـزیبایی برکه با گیاهان ابی دوچندان می شود.قرارگیری الوار و چوب در کنار برکه بر این مهم می افزاید. ۸ـسیرکلوسیون درون برکه می تواند به صورت الوارهای چوب،بریده های تنه ی درخت و یا سنگ باشد. ۹ـبعد از ورود به باغ مسیر سیرکلوسیون متفاوت با محیط بیرون و گاهاً غیر قابل پیش بینی. ۱۰ـشناخت انواع چوب در استفاده ی بهتر از انها به ما کمک می کند. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 خرداد1386ساعت 14:24 توسط آمون |
|
|
ای کسانی که از راه های دور و نزدیک برای دریافت اموزش هایم گرد امده اید،اینک گوش فرادهید،ازروی اندیشه به ژرفا بنگرید،اوست اهورامزدا،خداوند جان و خرد،خداوندگاربزرگ وبی همتا.هرگاه از روی خرد و با دیده ی دل بنگرید همگان درخواهید یافت که او همه جا اشکار وهویداست.اینک ای مردمان پرهیزتان می دهم ازانکه مبادا ان پیشوایان دروغین با بد اموزش هاشان گمراهتان سازند و زندگی راستین را برای شما تباه و الوده گردانند. یسنا،هات45 |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 خرداد1386ساعت 11:49 توسط آمون |
|
|
۱_هدف نقاشی شی ای مشخص در لحظه ای مشخص و به چنگ اوردن نور و رنگ در یک لحظه. ۲_نقاشی کردن امپرسیونیستی می بایست به اندازه ی نگاه کردن به شی طول بکشد. ۳_ضربه ی قلم مو. ۴_ژورژ سورا
۵_چیزی که یکنواخت است می تواند برای نقاشی جالب باشد چون جلوه های نور می تواند سایه های بیشمار رنگ را برای ان ایجاد کند. ۶_هنر قبل انکه بتواند برای جهان باشد می بایست درباره ی هنر باشد.چه فرم قبل از محتوا و چه فرم به عنوان محتوا. ۷_مکتبی با برنامه و اصول معین نبود بلکه تشکلی ازاد از هنرمندان در کنار هم بود، به سبب داشتن برخی نظرات مشترک. ۸_تابلو قبل از انکه یک اسب یا یک زن و یا هر نوع واقعه ای باشد اساسا سطحی است که رنگ هایی با نظم معین روی ان را پوشش داده اند. ۹_تنها یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی . ۱۰_مخالفت با این اصل رومانتیسم ها که مقصود هنر انتقال هیجان عاطفی هنرمند است.موافقت با این اصل رئالیسم ها:مقصود هنر ثبت پاره ای از طبیعت و زندگی به مدد روحیه ی علمی و فارغ از احساسات شخصی.
۱۱_اساس امپرسیونیسم ادامه ی منطقی رئالیسم. ۱۲_مونه: تناقض امپرسیونیسم. ۱۳_کم ارج کردن خطوط اشیا:رنگ امیزی نور و فضا. ۱۴_نقاش امپرسیونیت منحصراً توسط کشف و شهود فردی خویش هدایت می شود و تنها بر صداقت خود اعتماد دارد و هریک از اثارش به عنوان یک کار خلاقانه اثبات و کشف دوباره ی نقاشی بود. منابع:۱ـمدرنیسم"اثر پیترچایلدز ۲ـمکاتب هنری ۳ـاینترنت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 16:26 توسط آمون |
|
|
۱ـکوبیسم محصول نگرش خردگرایانه به جهان است.مضمون های تاریخی ،روایی،احساسی و عاطفی را رها کرده و عمدتاً طبیعت بی جان را موضوع خود قرار داده.با امتناع از برداشت های عاطفی و شخصی درباره ی چیزها،صرفاً به ترکیب صور هندسی و نمودارهای اشیا پرداخته.
۲ـ هنرمند کوبیسم نباید یک شی یا مثلا سیب را نقاشی کند بلکه باید هدفش خلق انچه را که می بیند باشد. ۳ـچیزها را نه فقط همه جانبه باید دید بلکه باید پوسته را شکافت و به درون نگریست. ۴ـدر فضای کم عمق بی انکه شگردهای ۳بعدنمایی به کار برده شود،حجم و جنسیت اشیا نشان داده شده. ۵ـدر کوبیسم است که تفاوت قطعی میان فرم ای بازنمایانه و انتزاعی بوجود امد. ۶ـجابجایی بر اثر سبیت و تعامل: هنرمند کوبیسم چون اشیا را از فواصل و زوایای مختلف می بیند در نتیجه از پرسپکتیو ثابت بهره نمی بردو بر طبق اندازه نقاشی نمی کند. ۷ـشک در روش بازنمایی. ۸ـتقسیم به ۲ دوره:۱ـکوبیسم تحلیلی:فرم ها تا سر حد ساختار هندسیشان تحلیل و تجزیه می شوند و رنگ ها به حداقل می رسند.دوره ی پیش از ۱۹۱۲. ۲ـکوبیسم ترکیبی:رنگ بیشتر و فرم ها انتزاعی تر.خلق کولاژ با حروف استنسیل و ورق پاره ی روزنامه.کاربرد بیشتر رنگ قهوه ای و خاکستری.شاهکارهای خوان گری. ۹ـدر کمپوزیست های اولیه ی کوبیست ها هنوز می توان اشیا را از روی نقاشی بازنمایی کرد. ناظر می تواند در این اثار قسمتی از ویولون یا روزنامه را ببیند امادر نقاشی های بعدی پیکاسو دیگر نمی توان اشیا را به صورت ناتورالیستی بازشناسی کرد. ۱۰ـکوبیسم:مکعب گرایی. ۱۱ـواقع گرایی مفهومی تا واقع گرایی بصری: تجزیه صور اشیا به سطح های هندسی و ترکیب مجدد ان سطوح در یک مجموعه ی به هم بافته. ۱۲ـاگر پیکاسو و براک در مرحله ی تحلیلی با تلفیق هم زمان دریافت های بصریاز یک شی پرداختندو قالب کلی نقاشی خود را به کمک عناصر اصلی شی می ساختند،گروهی دیگر می کوشیدند با نشانه های دلالت کننده ی شی به باز افرینی تصویر ان بپردازند. ۲ـپیکاسو چگونه پیکاسو شد؟ ۳ـمکاتب هنری |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 0:34 توسط آمون |
|
|
۱ـبهره گیری از گیاهان می تواند به صور زیر باشد:۱ـدر گلدان های سفالی بزرگ یا کوچک.۲ـدر باغچه هایی با حاشیه هایی از اجر های کوچک یا سرامیک یا بدون حاشیه.۳ـبا حصارهای مشبک چوبی یا فلزی.
۲ـبرای پوشش میتوان میان سرامیک ها را فاصله داد یا انها را چنان به هم نزدیک کرد که فاصله ی میان انها اشکار نباشد.در صورت فاصله داشتن فضا بزرگتر نشان می دهد. ۳ـیک فضا در صورتی گرم و پرجلوه نشان می دهد که سلسله مراتب و عناصر مرکزیت دهنده در ان به تعداد یافت شود. ۴ـحصارهای مشبک می تواند جهت جداسازی فضا به کار رود. ۵ـبرای حرکت نور و طرز نمایش رنگ می توان از بلوک های شیشه ای بهره برد. ۶ـقاب و پروفیل پنجره از ارزش بصری بالایی برخوردار است، رنک ان میتواند در ایجاد فضا حائز اهمیت است. ۷ـرنگ زردـنارنجی برای پنجره هایی که اسمان بیرون را نمایش می دهد می تواند مناسب باشد. ۸ـپله های چوبی که دیواره ی پله ندارند ،برای افزایش دید و محیط مناسب اند. ۹ـحصیر،چوب،طناب و کاه همگی می توانند در ایجاد محیطی دنج و بکر مورد بهره قرار گیرند. ۱۰ـایجاد تضاد میان متریال های یک محیط سبب جلب توجه به انها می شود. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 11:34 توسط آمون |
|
|
۱ـجهانی واقعی تر از جهان عادی وجود دارد و ان جهان ،ضمیر ناخوداگاه است.
۲ـاندره برتون:حل این دو حالت،رویا و واقعیت، که ضاهراْ بسیار متناقض اند در یک نوع واقعیت مطلق:سوررئالیسم ۳ـفروید: هر رویایی عبارت است از یک تمایل واپس زده که به هنگام خواب یا به صورت اصلی خود تجسم پیدا نموده و به یاری مکانیسم تبدیل به صورت دگرگونی ظاهر می شود. ۴ـ هنرمند سوررئالیسم می کوشد به مقداری از خصوصیات قسمت پنهان وجود خود دست یابد و برای رسیدن به این خواسته ، به رویا و یا حالات رویاگونه ی ذهن خود پناه می برد . ۵ـسوررئالیسم را می توان ادامه ی دادائیسم دانست که به تخیل و ناخوداگاه دید گسترده تری دارد. ۶ـ هنرمند سوررئالیسم که درون خوداگاه بود،علاقه اش به رابطه با جهان بیرونی را در خود احساس نمی کرد در عوض خود را به جهان درون و قلمرو رویا های فردی متوجه کرد،واقعیت را رها کرد و به فوق واقعیت پناه برد. ۷ـفروید:ناخوداگاهی یا روان ناخوداگاه اساس و محرک اصلی است و شعور ظاهر ما که ان را خوداگاه می نامیم،قسمت کوچک و بی اهمیت از ناخوداگاه بیش نیست. ۸ـدر اکسپرسونیست که شکل ها،رنگ ها،در نتیجه واقعیت تحریف می شود ولی در هنر سوررئالیستی صحنه های غیرطبیعی یا غیرمنطقی بازنموده می شوند و تصاویر عجیب و غریب در کنار هم قرار می گیرند. ۹ـبر خلاف فروید که اساساْ به درمان توجه داشت،اندره برتون،مجنونان و موجی ها را غیب گویانی می دانست که به جنبه های نهفته ی ذهن دسترسی دارند که هنرمندان هم از ان استفاده می کنند. ۱۰ـنگارش خودبه خودی:تصاویر از ناخوداگاه دریافت می شود. ۱۱ـتغییر دادن درک ما از دنیا و به این وسیله تغییر دادن خود ما. ۱۲ـشهوت انگیزی ای که فروید معتقد بود که سرکوب بعضی امیال جنسی در عین حال که بازدارنده است ممکن است ضایعه را نیز ایجاد کند،همین را سوررئالیسم ها از اثار فلج کننده ی جامعه می دانستند. ۱۳ـفلسفه ی اجتماعی که می خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را ازاد کند.
۱۴ـماکس ارنست:اثری در خور نام سوررئالیسم است که، از تضاهرات عقل،شعور،ذوق و اراده ازاد باشد. ۱۵ـفلسفه ای اخلاقی که با هرگونه قرارداد و مواضع مخالف است. ۱۶ـسوررئالیست ها عدم اطمینان رومانتیک ها را به عقل و منطق و شک و نومیدی انها را در روند تکامل ادمی اساس کار خود قرار دادند. ۱۷ـازادی ذهنی که نخستین شرط انقلاب سوررئالیستی است،مستلزم ازادی ذهنی است. منابع:۱ـدادا و سوررئالیسم"اثر سی.و.ای.بیگزبی. ۲ـمدرنیسم"اثر پیتر چایلدز ۳ـاینترنت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 14:56 توسط آمون |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 12:16 توسط آمون |
|
|
۱ـابعاد کاشی و سرامیک به کار رفته در کف و دیوار باید متناسب با سطح باشد.
۲ـمجسمه سازی زنده:پرورش،اراستن و زینت دادن گیاهان در کنار و همراه عناصری چون چوب،فولاد و تبدیل انها به اشکال مورد دلخواه. ۳ـسقف ساباط در مناطق سردسیر، بلند و تخت و در مناطق گرمسیر، کوتاه و طاق مانند است. ۴ـدر نمایشگاه و موزه ها:استفاده از کف تیره و دیوار روشن باعث نوعی تضاد شده که در نتیجه ی ان، فرد توجه ی خود را به دیوار روبرو معطوف می کند. ۵ـدر صورت یکسان بودن رنگ دیوار و کف،ان دو به نظر یکپارچه می ایند. ۶ـنقش قرنیز:جدا کننده ی دیوار و زمین. ۷ـاستفاده از چوب به صورت عمودی و افقی و توجه به عملکرد ان. ۸ـدر معماری سنتی ژاپن، سادگی و عنصر صرفه جویانه به وفور استفاده می شود. ۹ـتو رفتگی و بیرون زدگی دیوار را از حالت یکنواختی خارج می کند. ۱۰ـاستفاده از شیشه بروی حوض اب در محیطی سرپوشیده. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 فروردین1386ساعت 18:42 توسط آمون |
|
|
سخن در باب عملکرد و هنر،مطلبی امروزی نیست لذا با پیدایش معماری مدرن و وجود دیدگاه های متفاوت و گاه متضاد گفتار در این حیطه را بسیار کرده است.لویی سالیوان با گفته ی فرم تابع عملکرد است از اغازکنندگان جریانی بود که با نظریات معمارانی چون میس وندروهه و لوکوربوزیه ادامه پیدا کرد.این گروه خانه را ماشینی برای زندگی می دانستند و تزئینات را جنایت و به طور خلاصه کمتر را بیشتر، بدین معنا که هر چه بنا از عناصر تزئینی و غیر کاربردی تهی تر باشد به مفهوم ان نزدیک تر است.میس وندروهه به این اصل اعتقاد دارد که ایجاد فرم های تازه هیچ ارتباطی با معماری ندارد.این گروه در واقع معماری را زاییده ی عصر خود می دانندو نه معمار و طراح ان.معماری فرزند زمان خود است و معمار تنها وسیله ایست برای خلق.لیکن عمده ای دیگر بر این معتقدند که:تزئینات بخشی از ساختمان است،معماری بر عملکرد استوار است ولی در ان خلاصه نمی شود.ذوق و سلیقه ی شخصی است که بنا را می سازد و در ان روح می دمد.معماری فرزند معمار می باشد که با عصر خود سازگار است.چارلز مور اینگونه می گوید:بیشتر، بیشتر است .لیکن گفتار نوشتار بر این است که:تعاریف گذشته را،باید به چالش بکشانیم و برای واژه هایی که مدت ها مورد استفاده بوده اند تعاریف جدیدی قائل شویم .اگر عملکرد را کاربرد فرم و هنر را زیبایی بصری بدانیم،انگاه تعریف ما از معماری چه خواهد بود؟ایجاد فضا با خلق فرم ها.اگر هدف معماری را خلق فضا بدانیم انگاه هرچه که در این راستا مورد بهره قرار گیرد چه کاربردی باشد و چه حائز زیبایی بصری، ارزشمند است.المان عنصری است غیر کاربردی و تنها دارای ارزش های بصری است.برای خلق فضا،المان می تواند نقش بسزایی داشته باشد پس می تواند در معماری ارزشمند باشد.و انگاه که معماری را اینگونه تعریف کنیم،هرچه که در خلق فضای مورد هدف سودمند باشد،عملکردی محسوب می گردد.و انگاه است که زیبایی بصری جزئی از عملکرد می شود.باید توجه داشت که المان هایی که موزه ها، خانه ی انهاست،عناصر معماری شمارده نمی شوند مگر انکه در خلق فضایی مناسب خود بکار روند.کاربرد فرم و زیبایی بصری تار و پودی اند که در هم تنیده شده اند و معماری را خلق نموده اند.هنر در تزئینات خلاصه نمی شود.معماری موجودی زنده است که روحی دارد مطابق عصر و فلسفه ی خود.وارد کردن عناصر زائد در ان،حتی اگر هنری باشند،جنایت است که نباید ان را در پشت واژه ی تزئینات مخفی کنیم.فضا اگر پویا باشد،نیاز خود را می گوید.کمتر و بیشتر بودن را فضا می گوید نه معمار ان. از دفتر یادداشت شخصی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 21:24 توسط آمون |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 17:9 توسط آمون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
امون..
دانشجوی معماری همدان.. دوستدار فلسفه و هنر.. |
| پیوندهای روزانه |
|
alvar Aalto آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 دی 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|